المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
45
التنبيه والإشراف ( فارسي )
حكم ستاره را دفع كند و غلبه به آن باشد و شهر گرم شود ، و بسيارى شهرهاى گرم چنين است ، و بسا باشد در بعضى نقاط زمين تأثير گرماى ستاره بر بخار سرد آنجا چيره شود و گرم باشد ، يا تأثير سرماى ستاره بر بخار گرم آنجا چيره شود و سرد باشد . عللى جز اين نيز هست كه ذكر آن بدرازا مىكشد و بتفصيل در كتابهاى متقدمان آمده است و ما در كتابهاى خودمان كه نام بردهايم شمهاى از آن را گفتهايم و از تكرار آن در اين كتاب بىنيازيم كه بنابر اختصار داريم و هر كه به اين علم توجه دارد مختصرى او را بس است . و هر جا كه روى قبلة الارض باشد يا ماوراى آن به طرف مشرق باشد ، بنزد مردم نيمه غربى مرتفع نمايد به چند علت : از جمله آنكه مشرق خاص طلوع ستارگان و بر آمدن روز است و مغرب خاص فرورفتن ستارگان و افتادن روز است ، دوم آنكه مشرق مذكر و مغرب مؤنث است ، ستارگان مذكر متعلق بمشرق است و ستارگان مؤنث متعلق به مغرب است و مذكر پيوسته برتر از مؤنث است ، سوم آنكه حركت فلك بسوى مشرق ارتفاع فلك است و حركت آن بسوى مغرب فرورفتن آنست ، چهارم دليل مشاهده و قياس است كه فارس را مرتفع تر از عراق و عراق را مرتفع تر از شام و شام را مرتفعتر از مصر و اسكندريه يافتهايم . مؤيد اين گفتار آنكه حسابگران بغداد چون محمد بن موسى خوارزمى و يحيى بن ابى منصور و سند بن على و ابو معشر و ديگران طول بغداد را از مشرق يكصد و ده درجه يافتهاند و اين فاصله از افق قبة الارض تا وسط السماى بغداد بوده است كه آن را در محلهاى مختلف ساعتهاى وسط الكسوف گويند . بطلميوس نيز بطوريكه ثاون اسكندرانى از او نقل مىكند طول اسكندريه را از مشرق يكصد و نوزده درجه و نيم يافته است و چون بعد بغداد را از بعد اسكندريه كم كنيم نه درجه و نيم مىماند و گوئيم خورشيد در بغداد دو سوم ساعت ، دو سوم